اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران بزرگ

وب سایت دکلمه ها (نسخه شماره 5)

اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران بزرگ

وب سایت دکلمه ها (نسخه شماره 5)

پچ پچ



با تمام احساس می خوابم
مثل مردی که حس مرگ داره
عکس تو ، توی تصویر گم بود
مثل جیبی که پول کم داره
پشت بام جایی بلند نیست
تیر خلاص کمی درد داره

در دلم آرزوی مرگ دارم
آه، من از دیدن خورشیدِ فردا شرم دارم

با تمام احساس می خوابم
که شبامو کور می دانم

فارغ از صدای پچ پچ تو و عشقم
قبل از این خیانت ها بسی دیدم
در خوابِ پفک و نوشابه ی گازدار
خواب فقیرِ بدبخت باشد تاب دار
مبل خالی با من بدون توست
فیلم امروز شبیه داستان توست

به تمام معنا غمگینم
من امروز دوباره اشک می ریزم
مثل فردا و دیروز و پریروزم
مثل فانوسی که دائم می سوزم

با تمام احساس غمگینم
با تمام احساس غمگینم

درد واژه ی مختصریست در من
تو که ندیدی زخم های تازیانه را
من می ترسم از هر از آن چیز
چون همه چیز در من هویدا گشت

با تمام احساس می گریم
آب بر چشمانم گریزان شده
من دوباره شعر می نویسم
وای سیگارم تمام شده

به تمام احساس می خوابم
به تمام احساس می خوابم

همین روزاست که می خوام اوردوز شم
خسته شدم و می خوام از خودم گم شم
تا کی به حالت مرده زیستن
تا کجا به امید عمر بیشتر
زندگی من مثل اچ آی ویه
وقت درنگ ندارم حتی یک ثانیه
یک بار دیگه فرصت شروع ندارم
این بارِ آخره ادای تو رو درآرم

به تمام احساس می خوابم
به تمام احساس می خوابم

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 3,691 KB     فرمت: MP3  


Download


متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:


پریشانی

به یکباره چشم برگشودن
و دنیای زشت را بدیدن

گوش بر سرزنش ها نهادن
سر به زیر از شرم انداختن

در جوانی از خلق گریختن
به گوشه ای خلوت گزیدن

دست بر جیب خالی گذاشتن
به پرسه ها امید گماشتن

دوستی با حسرت نگریستن
چشم هایش بر اشک گریستن

قسم به داشته ها خوردن
داشته های تو بی فایده بودن

در خیالات خام چشم بستن
و در یک رویا گم گشتن

به وقت بیداری باز گریستن
که ای کاش هنوز خواب بودن

به عکس های دختری نگریستن
و نامه ای از او و نخواستن

به زیبایی او در آیینه نگریستن
و باز و باز هر روز گریستن

از گرسنگی هر روز روزه داشتن
گاه به جیب های دیگری چشم داشتن

چه بگویم باز، دردسر داشتن
اوصاف جوانی در جوانی نداشتن

شندین جملات از دیگر جهان
از زبان مادری مهربان

آیا گرسنه اند فرشتگان!؟
گوید مادرم نه ای جوان

و باز در حسرت نگریستن
به طعام مادرم غم خورن

به چشم های او هنگام گریستن
در تمنایش از خدا برای زیستن

ای کاش باز می گشتم به نبودن
به بودن در نبودن و هرگز نبودن

آه چه زیباست تصور بودن
در کنار هم اما یکسان بودن

 

زمزمه (نجوا) ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه های زیر دانلود کنید:

کیفیت عالی

حجم: 6,362 KB     فرمت: MP3  

Download

کیفیت معمولی

  حجم: 1,591 KB     فرمت: MP3 
Download

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:


قیامت

چه بلند می سازی خانه ات را
سردر محله ی ویرانه ات را

کم مانده است بعد از او می آید
لرزه های بی امان می آید

امن بساز خانه ی دلت را
رها کن ویرانه ی تنت را

خانه ی تن خراب خواهد شد
چهره ها آشکار خواهد شد

کم مانده است بعد از او می آید
لرزش کوه و بیابان می آید

رها کن چهره ات را ای پسر
تو مردی نکن خود را دختر

کم نفروش ای پیر بد کار
ترازو سخن خواهد گفت ای کفتار

از برای چه نماز می خوانی
توایی که حق یتیم را نمی پردازی

یا به حج که میروی هر سال
از برای خداست یا دجال

کم مانده است بعد از او می آید
لرزش زمین و زمان می آید

پوشش خوب دارد بدِ امروز
گرگ بینی او را تو در آن روز

یتیمانی که چندشت می شد روزی
آرزو کنی جای آنها بودی

آرزو دگر کس را سودی نبخشد
لرزه ها که شروع شد خدا ببخشد

کم مانده است بعد مهدی می آید
لرزش کوه و بیابان می آید

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 2,394 KB     فرمت: MP3  
Download




بی بضاعت


بی بضاعت پسری، دانشجوی عصر جدید
دوست داشت دختری را، و بر وصل او امید

چونکه کاری نداشت و در جیب پولی نبود
گفت والدین دختر، او را که قسمت نبود

روزها گذشت و شنید پسر، که آوای دیگری
از پیری علیل و سیه روی و پر هوس، خبری

که به زور سکه و سیم و زر خواست هوسی
با دختری جوان و زیبا و سیه چشم وصلتی

تا که فهمید آن دختر عشق او بوده، لحظه ای
کرد قصد دزدی از خانه ی از خدا بی خبری

برف باریده بود و سیاهی آشکار گشت
جوانی که بر دیوار بلندی پدیدار گشت

گویا که هیچ نمی دید جز حس لمس پول
گاه پایش می لرزید بر لبه ی دیواری ملول

چونکه بر زمین افتاد جز صدایی بیش نداشت
آهی بود که برخواست اما شنوایی نداشت

مادری که داغ بر دلش نشست آهی کشید
بیش از این نگویم از مادر که داغی کشید

روزها بیش نگذشت که پیر بدجنس بازگشت
بر در خانه ی آن دختر پدیدار گشت

مردکی پیر و علیل و احمق و پر جفنگ
کرد راضی والدین فقیر را با پول و نیرنگ

آن مردک ندانسته و نیاموخته روی تختی
با زنی زیبا و قشنگ با چشمان مستی

به دور از چشم جوانی که تازه به خاک شد
با رگ هایی پر از آب منعی به خواب شد

این است داستان جوانی که ناکام گذشت
هر چه ظلم کردند بر او آن هم گذشت

در این فکرم روز قیامت چگونه خواهد بود
حال ظالمانی که دنیا به کامشان گذشت

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 4,613 KB     فرمت: MP3  
Download

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:




وصال رویائی

نمی دانم!
نمی دانم کدامین رود
کدامین روز
کدامین لحظه ی مسدود
مرا به تو خواهد رساند

من قایقی ساخته ام
قایقی از پوست تن جنگل
و در ساحل جزیره ی متروکی
که از دل تنهای من هم تنهاتر است
در انتظار موج بی بازگشتم

اینجا خوشبخت نیستم
خوشبخت نیستم، خوشبخت نیستم
گرچه انسانی نیست
که مروارید دل مرا از من بگیرد
سایه ای جز سایه ی خودم نیست
گرچه درختان و گل ها و پرندگان و ماهی ها
 مرا دوست دارند

من در انتظار موجی هستم
موجی که به خواب دیده بودم
موجی که مرگبار است
همان موج که قایقم را خواهد شکست
و تو جنون مرا خواهی بخشید
که از عشق بی حدّم به تو
و از آرزوی با تو بودن
و از رویاهای ساختگی ام با تو
مرا به اینجا کشاند

و تو مرا از آن دریای طوفانی
به آغوش خودت بازگشت خواهی داد
و در این احساس که حسی دیگر است
تنها یک دل توان ارتعاش دارد
و داستان عشق من و تو
برای همگان مبهم است
مرا خواهی بخشید
مرا خواهی بخشید

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 4,582 KB     فرمت: MP3  
Download

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:



همچنین مصاحبه ی صوتی درباره ی این شعر و دکلمه را با حجم 776 KB می توانید از اینجا دانلود کنید.